چگونه وارد یک بازار شویم؟

چگونه وارد یک بازار شویم؟

مقدمه

یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های یک شرکت یا یک کسب وکار باید مدنظر قرار دهد، انتخاب نحوه و چگونگی ورود به بازار یا همان استراتژِی ورود به بازار هست. در این مقاله قصد داریم در مورد نحوه ورود به یک بازار یا استراتژی های ورود به بازار صحبت کنیم.

اساسا دو نوع راهبرد و استراتژی کلی برای ورود به یک بخش مشخص از بازار وجود دارد:

۱- پیش‌روها

پیشروها که اغلب از آن‌ها با عنوان رهبران یک صنعت یا بازار یاد می‌شود، کسانی هستند که یک خدمت یا کالای خاص را برای اولین بار به یک صنعت مشخص، عرضه می‌کنند.

مزایای پیشرو بودن

از جمله مزایایی که از اول بودن عاید شرکت‌ها و کسب و کارها می شود، می‌توان به تعیین قوانین حاکم بر بازار اشاره کرد. کسانی که در یک بازار اولین هستند، معمولاً قوانین آن بازار را وضع می کنند. مثلاً قیمت ها را خودشان وضع می کنند و بازار نقشی در قیمت گذاری ندارد.

دومین مزیت پیشرو بودن، انحصار نسبی بر بازار می باشد. تا زمانی که رقبای دیگری در آن بازار ظهور نکنند، آن بازار در انحصار آنها می باشد.

از دیگر مزایای پیشرو بودن، می توان به کنترل منابع، کسب سود بزرگ در زمان اندک و مواردی از این دست اشاره کرد.

محدودیت های پیشرو بودن

پیشرو بودن در بین استراتژی‌های ورود به بازار ، انتخاب به مراتب پرریسک تری است. پیش‌رو بودن ریسک زیادی را به همراه دارد و مستلزم پذیرش هزینه‌های هنگفت اولیه برای بازارسازی و جا انداختن محصول در ذهن مشتری است.

۲- دنباله‌روها

دنباله روها پس از پیش‌روها وارد بازار شده و یک محصول یا خدمت موجود را با بهبود ارزش ارایه شده به آن بازار عرضه می‌کنند و برای کسب مازاد تقاضا یا کسب سهم بازار پیش‌روها، با آن‌ها رقابت می‌کنند.

مزیت دنباله رو بودن

مهمترین مزیت دنباله رو بودن ریسک کمتر است و اینکه شما مجبور نیستید که هزینه‌های بازارسازی اولیه را پرداخت کنید. به بیان ساده دنباله‌روها می‌توانند بر موج ایجاد شده توسط پیش‌روها سوار شوند و نسبت به رقبای بزرگتر از خودشان، از خاصیت کوچکی و چابکی و قدرت مانور خیلی زیاد خود به مانند قایق های تندرو که می توانند کشتی های بزرگ (رقبای بزرگتر) را دور بزنند استفاده کنند و به پیش بتازند.

محدودیت دنباله رو بودن

از جمله سختی های کار دنباله‌رو بودن، رقابت نفس‌گیر برای کسب سهم بازار از پیش‌رو‌ها است که بر بخش وسیعی از بازار را در اختیار دارند.

همچنین دنباله‌رو مجبور است از قواعدی تبعیت کند که توسط پیش‌رو و بر اساس قابلیت‌های او در بازار و ذهن مشتری جا افتاده است.

 نکات کاربردی در ورود به بازار

۱- بر خلاف تلقی رایج، استراتژی شرکت‌ها برای ورود به بازار ناشی از شانس و تصادف نیست. بلکه انتخاب آگاهانه باید مبنای ورود به بازارها قرار گیرد. گاهی اوقات یک شرکت بزرگ و توانمند، عمدا ورود به یک بخش از بازار را به تاخیر می‌اندازد تا خود را از هزینه‌های بازارسازی معاف کنند. بنابراین اگر یک ایده نو و بدیع به ذهنتان رسید که تابحال در بازار هدف شما عرضه نشده خیال نکنید که فقط شما خوشفکر هستید؛ شاید کس دیگری هم آن ایده را داشته اما به دلیلی آگاهانه کنار ایستاده تا اول شما وارد شوید.

۲- این تلقی که “هر کس اول وارد یک بازار شود برنده نهایی خواهد بود” افسانه‌ای بیش نیست. در تاریخ کسب‌وکار تا دلتان بخواهد قصه‌های موفقیت دنباله‌روهای موفق و پیش‌روهای شکست خورده وجود دارد. به عنوان مثال همین کمپانی گوگل، در مدل موتورجستجوی اینترنتی خود یک دنباله رو محسوب می‌شود. در حالی که موتورهای جستوجوگر دیگری مثل یاهو که از پیشگامان بودند و نتوانست با تغییرات حرکت کند و از قافله بازماند. مثال دیگر اینکه صنعت فرش کشور ما ازپیشروهای این صنعت در بازارهای جهانی بود، ولی به دلیل اینکه خلاقیت و نوآوری را در تولیدات خود لحاظ نکرد، جای خود را به رقبای دیگر مثل چین دادند.بنابراین قبل از ورود به هر بازار آگاهانه و بدون عجله به تبعات  انتخاب‌های خودتان به دقت فکر کرده و استراتژی مناسب خودتان را برگزینید.

۳- اگر قصد دارید به عنوان دنباله رو در یک بازار ورود پیدا کنید، حتماً یک مزیت رقابتی نسبت به رقبای قدیمی تر از خود و پیشگامان بازار داشته باشید. در صورتی که نمی توانید مزیت رقابتی داشته باشید، با چالش های جدی در بازار مواجه خواهید بود.

اگر این مطلب برای شما مفید بود می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

۷ نظر

  1. سیدمحمد غریبیان

    ممنون بابت مقاله کاربردی شما
    امیدوارم در آموزشهایتان بیش از پیش موفق و موید باشید
    و سپاس از اینکه توضیح دادید که چگونه وارد یک کسب و کار شویم

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *